عقل ودل :استاد صمدی آملی
   
 

رای گیری

سلام .حضور شمارا خیر مقدم میگوییم .كیفیت مطالب را چگونه ارزیابی می كنید؟
 

تقویم فارسی

 
پنجشنبه
۱۳۹۴
مرداد
۸
 

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز1281
mod_vvisit_counterدیروز1729
mod_vvisit_counterاین هفته7665
mod_vvisit_counterهفته گذشته10946
mod_vvisit_counterاین ماه50013
mod_vvisit_counterماه گذشته49038
mod_vvisit_counterکل بازدیدها1329315

در 20 دقیقه گذشته : 23
آی پی شما : 50.19.34.234
,
امروز : 08 مرداد 1394

 
 
شش حالت جسم
شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۵۲
شش حالت جسم امير المؤ منان (عليه السلام ) فرمود: (( جسم را شش حال است : صحت ؛ مرض ؛ مرگ ؛ حيات ؛ خواب ؛ و بيدارى . و روح را نيز چنين است ؛ پس ‍ حياتش علم اوست ، و مرگش جهلش ، و مرضش شك است ، و صحتش ‍ يقين ، و خوابش غفلت اوست ، و بيدارى اش حفظ او )) . منبع:عيون مسائل نفس و شرح آن ، ج 1، ص 95.
بترسيد از آتش آخرت
شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۵۱
بترسيد از آتش آخرت حضرت وصى (عليه السلام ) فرمود: (( اتقوا نارا حرها شديد و قعرها بعيد؛ از آتشى بپرهيزيد كه گرمايش شديد و گودى آن زياد است . )) ، علت اين كه آتش آنجا چنين است ؛ زيرا، آتش آخرت عارى از ماده و احكام طبيعى آن است و آتش طبيعت عايق مادى دارد كه از آن جلوگيرى مى كند تا اين كه به اوصاف نار اخروى نرسد. منبع:عيون مسائل نفس و شرح آن ، ج 2، ص 538
احاطه آخرت بر دنيا
شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۴۷
  احاطه آخرت بر دنيا از حضرت وصى امير المومنين على (عليه السلام ) نقل شده كه فرمود: (( ان الدنيا فى الاخره و الاخره محيطه بالدنيا )) و سر سخن آن حضرت بيان شده است كه : جنت در آسمان و نار در زمين ، به چه معناست ، بر شما پوشيده نيست كه محل از اوصاف اجسام مادى است و آخرت از زمان و مكانت متعالى و برتر مى باشد؛ زيرا آخرت كامل بوده و از جنس دنيا نيست تا... ادامه مطلب...
تصویر
يخ را در آب حل نكنيد و نخوريد كه به اعصاب و مزاج سخت آسيب مى‏رساند
سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۰۰
نكته 548 شيخ بزرگوار ابن سينا در قانون فرمايد: يخ را در آب حل نكنيد و نخوريد كه به اعصاب و مزاج سخت آسيب مى‏رساند و اگر در هنگام جوانى طبيعت بدن با او دفاع كند بالاخره پس از بالا آمدن سن، آن يخ كار خودش را مى‏كند و دست بردار نيست. و چون بخواهيد آب سرد بنوشيد آب را در جوار يخ‏ سرد كنيد منبع:هزار و یک نکته
مركب سالكان ارضى ذكر است و براق سالكان سماوى فكر است.
سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۴۷
  مركب سالكان ارضى ذكر است و براق سالكان سماوى فكر است. بعض از اهل وحدت میگويند: كه سالكان بر دو قسم‏اند؛ قسمى ارضى و قسمى سماوى، يعنى قسمى سير و سلوك در ارض می‏كنند و بعض طيران و جولان در سما می‏كنند مركب سالكان ارضى ذكر است و براق سالكان سماوى فكر است.   منبع : هزار و یک نکته علامه حسن زاده آملی
تصویر
متن دروس معرفت نفس علامه عارف حسن حسن زاده آملی
يكشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۲۳:۲۳
دروس معرفت نفس علامه عارف حسن حسن زاده آملی برای مشاهده متن اثر بر روی لینک زیر کلیک نمائید مشاهده متن اثر
تصویر
متن کلاس شرح دروس معرفت نفس استاد صمدی از این پس در مشکات ولایت
چهارشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۳ ساعت ۰۷:۵۲
بسم الله الرحمن الرحیم به اطلاع عزیزان میرساند: ((به درخواست مکرر کابران نسبت به درج متن شرح کتاب معرفت نفس علامه ذالفنون توسط استاد فاضل کامل مکمل صمدی آملی در نظر داریم روزانه یک پست از شرح مبحث ذکر شده بپردازیم  در سایت مشکات ولایت)) . توسط دوست عزیز وارجمند آقای جواد رضائیان الحق وانصاف  که مدتها به تلاش وهمت بالای  برای ترویج فهم خطاب... ادامه مطلب...
 
عقل ودل :استاد صمدی آملی PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 
نوشته شده توسط استاد صمدی آملی   
پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۰۶:۴۶

عقل و دل

عزیزی می فرمود: در شب بیست و نهم ماه مبارک رجب سالی به لیلة الجوائزم رسیدم به من فرمودند: از گردن به بالا را رها کن تا دل آزاد گردد آنگاه خواهی دید که همه یکپارچه خداست که دارد خدایی می کند.
آری قوه ی عاقله انسانی که آلت تعقّل وی در مغز سر جای دارد تا هنگامی که حاکم و مسلّط بر قوای دیگر ظاهری و باطنی بدن باشد، انسان را از انحطاط و سقوط به مراتب مادون دنیوی باز داشته و او را آماده سفر به عوالم ملکوت انسانی می کند. عقل قوه اي است که تمامی قوای مادون خود را به  تعدیل و رعایت مساوات در امور بر می انگیزد یعنی نه تنها راه افراط را در حدودِ مقرّرِ اعضاء و جوارح و قوای ظاهری و باطنی انسانی بسته و به قوای گوناگون اجازه تجاوز از حدودشان را نمی دهد بلکه با تفریط هم به مخالفت بر خواسته و مانع تنبلی و کم کاری قوا نسبت به افعال و وظایفی که برایشان مقرّر شده است می شود. زیرا همچنان که از جانب شرع مقدس آزادی مطلق و بی بند و باری و هرزگی و به کارگیری بی حدّ و حصر قوای طبیعی غریزی که در انسان به ودیعه نهاده شده نیز ممنوع شده است و عقل در این میان حاکم بر تعدیل و مساوات در فعل قوای گوناگون است که قویترین سرباز و نیرو در جهت مبارزه با هواهای نفسانی در میدان جهاد اکبر و جهاد اوسط و جهاد اصغر نیروی عقل آدمی است.
اما وقتی آدمی توانست در همه ی شئون وجودی خود عقل را حاکم سازد و در تمام احوال خود عقلانی عمل کرده و سر سوزنی از حکم عقل تخطّی نکند و در این مرتبه به ملکه برسد سزاوار است که از این مقام نیز پا فراتر برده و از بند عقل رهایی جسته و قلب را که وجودی فئق عقل است بر تمامی شئون وجودی خود حاکم سازد و بدان به مشاهده ی حقیق موجودات بپردازد. این همان است که گفتیم علم باید با سوز دل همراه باشد که اگر چنین باشد نشان آن است که آدمی از مرتبه ی عقل و حدودی که در آن است بالاتر رفته و به مرتبه ی قلب راه یافته است و دل اگر دل است به راستی مال دلدار است چرا که دل بسیار رقیق است و در آن جای دو دلبر نیست بر خلاف عقل که در آن صدها استاد می گنجد و می تواند بواسطه ی همه ی آن ها کثرت را به مقصد وحدت طی نماید.
دل در اوائل راه خواهان دلدار است که دلدار در خانه ی دل سکنی می گزیند و دل را با اسمای جمالی چون رئوف و عطوف و رحمن و رحیم نوازش می دهد و بدو خطاب می کند (یَا أَیَّتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّةُ*ارجِعِی إِلَی رَبِّکِ رَاضِیَيةً مَرضِیَّةً*فَادخُلِی فِی عِبَادِی*وَادخُلِی جَنَّتِی).

سحرگاهی که می آید نسیم کوی دلدارت       ترا باید که بر کویش بود هر دم نشیمنها

دل تا هنگامی که در مقام دلدار است دلدار را تا مرتبه ی خویش تنزل داده است. عمده آن است که پس از قرار گرفتن دلدار در خانه ی دل، دل خود را بدو سپارد تا او را با خودش با بالا ببرد. اینجاست که دلدار از دلداری دست شسته و دلبر می شود و با اسمائ جلالی ظهور می کند که به صاحب دل خطاب می کند مبادا بپنداری که چون تنزل کرده ام و در دلت جای گرفتم تو من شده ای و من تو. بلکه تو همان عبد ذلیل و خوار و مسکین منی و منم خدای قهّار و جبّار و عزیز تو. لذا فریاد عبد به آسمان بلند می شود که: «الهی انت الغنی و انا الفقیر، انت العزیز و انا الذلیل،انت القوی و اناالضعیف،انت الباقی و انا الفانی، انت دائم و وانا الزائل، انت الکبیر و و انا الصغیر، انت السلطان و انا الممتحن،انت المولی و انا العبد...».
لذا هرگز رابطه میان عبد و مولی رابطه ی دل و دلدار نیست بلکه رابطه دل و دلبر است وقتی که دلبر دل را غارتگری کرد و او را با خود برد دیگر صاحب دل عنان خود را به دست دلبرش سپرده و تسلیم محض امر و نهی مولای خود می شود که فرمود:

مَن نَه مَردِ اینوَر ونَه مَرد اونوَر هَسِّمه           من گرفتار دل و شِه جان دلبر هَسِّمه

حال که این که این نکته را دانستی این لطیفه را نیز مغتنم شمار که حقیقت علم را با فکر کاری نیست بلکه وجه او دائماَ به جانب دل است،فافهم!

غرض اینکه عقل نیز باید در خدمت قلب قرار گیرد تا بتواند به مشاهده ی حقیقت موجودات نائل شود و اینکه بزرگان ما فرموده اند آدمی باید با دو بال ذکر و فکر به طیران در عوالم ملکوت بپردازذ اشاره به همین حقیقت دارد.

 

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۲۲
 

اضافه‌ كردن نظر

کار برگرامی جهت ارسال نظرات بعد وارد کردن ایمیل خود لطفا پاسخ کد امنیتی را در کادر زیروارد کنید.
مثلا 25+5=30
شما فقط پاسخ را که عدد 30 باشد را وارد کنیدوسپس کلید ارسال را فعال کنید.


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

 

علامه حسن حسن زاده آملی

 

وبسایت هزارو یک کلمه مرکز نشر آثار حضرت علامه ذالفنون حسن حسن زاده آملی واستادفاضل کامل مکمل صمدی آملی

منوی تصویری

قبساتی از مشکات

 
 

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مشکات ولایت می باشد.

طراحی و پیاده سازی: ملی سرور