عقل ودل :استاد صمدی آملی
   
 

تقویم فارسی

 
پنجشنبه
۱۳۹۳
مرداد
۲
 

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز1615
mod_vvisit_counterدیروز1495
mod_vvisit_counterاین هفته7988
mod_vvisit_counterهفته گذشته11395
mod_vvisit_counterاین ماه36816
mod_vvisit_counterماه گذشته30207
mod_vvisit_counterکل بازدیدها779663

در 20 دقیقه گذشته : 18
آی پی شما : 23.20.44.136
,
امروز : 02 مرداد 1393

 
 
استاد صمدی:راه امان ماندن از کل شَرّ
جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۲۲
  اصطلاح جناب مرحوم حاجی این است که فرمودند: (من بقاء شَرَّ لق لقه ای و قب قبه ای و ذب ذبه) اگر کسی از شر لق لق (زبان) ، قب قب(شکم) ، و ذب ذب ، در امان بماند این دیگر از کل شَر در امان می ماند . اول زبان و دوم شکم و سوم آلت تناسلی.    
تصویر
تفاوت بین نبوت تشریعی و نبوت انبائى‏
دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۲۳:۵۲
بايد بين دو نبوت تشريعى و انبايى تفاوت و تميز قائل شد، زيرا نبوت تشريعى به رسول خاتم محمد صلّى اللّه عليه و آله خاتمه يافت پس حلال آن حضرت تا روز قيامت حلال است و حرام وى تا روز قيامت حرام است. امّا نبوت‏ انبايى‏ كه به نبوت عامه و نبوت تعريفى و نبوت مقامى نيز موسوم است هميشه تا ابد مستمر است و از اين سفره ابدى همه نفوس مستعد بهره‏مند... ادامه مطلب...
تصویر
ماه رمضان مسجدقلهک وقاسم ابن الحسن میزبان حضرت استاد صمدی است.
سه شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۸:۳۶
مراسم سخنرانی حضرت استاد صمدی آملی در ماه مبارک رمضان10شب اول مسجد جامع قلهک واز دهه دوم سوم ماه مسجدقاسم ابن حسن (ع) بعد از نماز مغرب عشا  و از روز ده دوم مسجد اعظم تجریش بعد از نماز عصر. انشا الله توفیق رفیق گردد تااز محضر این عزیز بهرمند گردیم .انشا الله  
 
عقل ودل :استاد صمدی آملی PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط استاد صمدی آملی   
پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۰۶:۴۶

عقل و دل

عزیزی می فرمود: در شب بیست و نهم ماه مبارک رجب سالی به لیلة الجوائزم رسیدم به من فرمودند: از گردن به بالا را رها کن تا دل آزاد گردد آنگاه خواهی دید که همه یکپارچه خداست که دارد خدایی می کند.
آری قوه ی عاقله انسانی که آلت تعقّل وی در مغز سر جای دارد تا هنگامی که حاکم و مسلّط بر قوای دیگر ظاهری و باطنی بدن باشد، انسان را از انحطاط و سقوط به مراتب مادون دنیوی باز داشته و او را آماده سفر به عوالم ملکوت انسانی می کند. عقل قوه اي است که تمامی قوای مادون خود را به  تعدیل و رعایت مساوات در امور بر می انگیزد یعنی نه تنها راه افراط را در حدودِ مقرّرِ اعضاء و جوارح و قوای ظاهری و باطنی انسانی بسته و به قوای گوناگون اجازه تجاوز از حدودشان را نمی دهد بلکه با تفریط هم به مخالفت بر خواسته و مانع تنبلی و کم کاری قوا نسبت به افعال و وظایفی که برایشان مقرّر شده است می شود. زیرا همچنان که از جانب شرع مقدس آزادی مطلق و بی بند و باری و هرزگی و به کارگیری بی حدّ و حصر قوای طبیعی غریزی که در انسان به ودیعه نهاده شده نیز ممنوع شده است و عقل در این میان حاکم بر تعدیل و مساوات در فعل قوای گوناگون است که قویترین سرباز و نیرو در جهت مبارزه با هواهای نفسانی در میدان جهاد اکبر و جهاد اوسط و جهاد اصغر نیروی عقل آدمی است.
اما وقتی آدمی توانست در همه ی شئون وجودی خود عقل را حاکم سازد و در تمام احوال خود عقلانی عمل کرده و سر سوزنی از حکم عقل تخطّی نکند و در این مرتبه به ملکه برسد سزاوار است که از این مقام نیز پا فراتر برده و از بند عقل رهایی جسته و قلب را که وجودی فئق عقل است بر تمامی شئون وجودی خود حاکم سازد و بدان به مشاهده ی حقیق موجودات بپردازد. این همان است که گفتیم علم باید با سوز دل همراه باشد که اگر چنین باشد نشان آن است که آدمی از مرتبه ی عقل و حدودی که در آن است بالاتر رفته و به مرتبه ی قلب راه یافته است و دل اگر دل است به راستی مال دلدار است چرا که دل بسیار رقیق است و در آن جای دو دلبر نیست بر خلاف عقل که در آن صدها استاد می گنجد و می تواند بواسطه ی همه ی آن ها کثرت را به مقصد وحدت طی نماید.
دل در اوائل راه خواهان دلدار است که دلدار در خانه ی دل سکنی می گزیند و دل را با اسمای جمالی چون رئوف و عطوف و رحمن و رحیم نوازش می دهد و بدو خطاب می کند (یَا أَیَّتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّةُ*ارجِعِی إِلَی رَبِّکِ رَاضِیَيةً مَرضِیَّةً*فَادخُلِی فِی عِبَادِی*وَادخُلِی جَنَّتِی).

سحرگاهی که می آید نسیم کوی دلدارت       ترا باید که بر کویش بود هر دم نشیمنها

دل تا هنگامی که در مقام دلدار است دلدار را تا مرتبه ی خویش تنزل داده است. عمده آن است که پس از قرار گرفتن دلدار در خانه ی دل، دل خود را بدو سپارد تا او را با خودش با بالا ببرد. اینجاست که دلدار از دلداری دست شسته و دلبر می شود و با اسمائ جلالی ظهور می کند که به صاحب دل خطاب می کند مبادا بپنداری که چون تنزل کرده ام و در دلت جای گرفتم تو من شده ای و من تو. بلکه تو همان عبد ذلیل و خوار و مسکین منی و منم خدای قهّار و جبّار و عزیز تو. لذا فریاد عبد به آسمان بلند می شود که: «الهی انت الغنی و انا الفقیر، انت العزیز و انا الذلیل،انت القوی و اناالضعیف،انت الباقی و انا الفانی، انت دائم و وانا الزائل، انت الکبیر و و انا الصغیر، انت السلطان و انا الممتحن،انت المولی و انا العبد...».
لذا هرگز رابطه میان عبد و مولی رابطه ی دل و دلدار نیست بلکه رابطه دل و دلبر است وقتی که دلبر دل را غارتگری کرد و او را با خود برد دیگر صاحب دل عنان خود را به دست دلبرش سپرده و تسلیم محض امر و نهی مولای خود می شود که فرمود:

مَن نَه مَردِ اینوَر ونَه مَرد اونوَر هَسِّمه           من گرفتار دل و شِه جان دلبر هَسِّمه

حال که این که این نکته را دانستی این لطیفه را نیز مغتنم شمار که حقیقت علم را با فکر کاری نیست بلکه وجه او دائماَ به جانب دل است،فافهم!

غرض اینکه عقل نیز باید در خدمت قلب قرار گیرد تا بتواند به مشاهده ی حقیقت موجودات نائل شود و اینکه بزرگان ما فرموده اند آدمی باید با دو بال ذکر و فکر به طیران در عوالم ملکوت بپردازذ اشاره به همین حقیقت دارد.

 

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۲۲
 

اضافه‌ كردن نظر

کار برگرامی جهت ارسال نظرات بعد وارد کردن ایمیل خود لطفا پاسخ کد امنیتی را در کادر زیروارد کنید.
مثلا 25+5=30
شما فقط پاسخ را که عدد 30 باشد را وارد کنیدوسپس کلید ارسال را فعال کنید.


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

 

علامه حسن حسن زاده آملی

 

وبسایت هزارو یک کلمه مرکز نشر آثار حضرت علامه ذالفنون حسن حسن زاده آملی واستادفاضل کامل مکمل صمدی آملی

منوی تصویری

قبساتی از مشکات

 
 

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مشکات ولایت می باشد.

طراحی و پیاده سازی: ملی سرور